گفته بودی فردا ،

 

پشت این پنجره ها ،

 

غنچه ای می روید ،

 

و کسی می آید ،

 

روشنی می آرد ،

 

اکنون ؛

 

دیرگاهی است که من ،

 

پشت این پنجره ها بیدارم ،

 

ولی این جا ؛

 

حتی بوته خاری نیست ،

 

من دگر می دانم ،

 

خانه ام تاریک است ،

 

وهمواره بی تو آسمان بارانی است ...