مردی که سوار بر بالن درحال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد.

ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:

ببخشید آقا؛ من قرار مهمّی دارم، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به زمین می رسم یا نه؟

 

مرد روی زمین گفت:

بله؛ شما در ارتفاع حدود 6 متری در طول جغرافیایی «814278» و عرض جغرافیایی «141273» هستید.

 

مرد بالن سوار گفت:

شما باید مهندس باشید!

 

مرد روی زمین:

بله؛ از کجا فهمیدید؟

 

مرد بالن سوار:

چون اطّلاعاتی که شما به من دادید، اگرچه کاملاً دقیق بود، به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه!

 

مرد روی زمین :

شما باید مدیر باشید.

 

مرد بالن سوار:

بله؛ از کجا فهمیدید؟

 

مرد روی زمین:

چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیّت آن را دیگران بپذیرند. اطلاعات دقیق هم به دردتان نمی خورد!!!

 

اینم فرق مدیرها و مهندس ها!!!

به افتخار مهندس ها!!!!!!!!!!! تشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویق