و گفتم به جز با خدایی که هست

 

از این درد بی انتهایی که هست

 

من و کوله بار خلوصی که نیست  

 

شب و اشک و دست دعایی که هست

 

به دنبال خود می کشاند مرا

 

در این کوچه ها رد پایی که هست

 

برایم در این بی کسی ها تویی

 

تویی ای صمیمی ترین آشنایی که هست .